Document Type : Original Article
Article Title Persian
Authors Persian
پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و بهرهگیری از روش تطبیقی جرج بردی در چهار مرحلهی توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه انجام شده است. دادهها از طریق مثلثسازی منابع شامل اسناد معتبر بینالمللی، مصاحبههای نیمهساختاریافته و تکنیک دلفی سهمرحلهای گردآوری گردید. نتایج نشان داد که در فنلاند، با رویکردی غیرمتمرکز و معلممحور، نیازسنجی آموزشی بر پایه ابزارهای کیفی مانند گروههای کانونی و ارزیابیهای تکوینی انجام میشود؛ در حالیکه سنگاپور با ساختاری متمرکز و دادهمحور، از تحلیل بازار کار، نظرسنجیهای ملی و مدلسازیهای پیشبینیکننده بهره میگیرد. با وجود این تفاوتها، هر دو نظام بر آیندهنگری و انطباق با تحولات اقتصادی و فرهنگی تأکید دارند. در مقابل، نظام آموزشی ایران بهدلیل تمرکزگرایی و اتکای بیش از حد به ابزارهای سنتی، عملکردی پایینتر از میانگین جهانی دارد. بر این اساس، مدل هیبریدی پیشنهادی این پژوهش برای ایران دربرگیرندهی سه مؤلفه است: (1) مشارکت گسترده ذینفعان از طریق تشکیل شوراهای منطقهای، (2) استفاده از ابزارهای ترکیبی شامل مصاحبههای کیفی و تحلیل کلانداده، (3) انطباق فرهنگی از طریق اجرای آزمایشی مدل در پنج استان منتخب. این مدل، که از نقاط قوت فنلاند و سنگاپور الهام گرفته و با اجماع خبرگان داخلی و بینالمللی (90٪ در دور سوم دلفی) اعتبارسنجی شده است، راهکاری عملی برای بهبود نظام آموزشی ایران ارائه میدهد. نوآوری پژوهش در ارائهی مدلی بومی و عملیاتی نهفته است که با تلفیق روشهای بردی و دلفی، خلأ موجود در پژوهشهای پیشین درباره مدلهای اجماعساز در نیازسنجی آموزشی را برطرف میکند.
Keywords Persian