Document Type : Original Article
Article Title Persian
Authors Persian
شکاف بین نظر و عمل اخلاقی از چالشهای اساسی در فلسفه اخلاق است . در سنتهای کلاسیک فلسفی، این شکاف عمدتا ً به ضعف اراده یا کاستیهای تربیتی نسبت داده شده، اما با ظهور مکتب پستمدرنیسم به مسئلهای ساختاری در حوزه ارزششناسی تبدیل گردیده است. پستمدرنیسم، اگرچه متأخرترین جریان فلسفی غرب نیست، بهسبب تشکیک در مبانی معرفتی و ارزشی مدرنیسم، همچنان چارچوبی مهم برای تحلیل بحرانهای اخلاقی معاصر به شمار میآید که بانفی فراروایتها، ضدبنیادگرایی، نسبیگرایی، تحلیل قدرت و تضعیف سوژه ، مبانی اخلاقی را متزلزل ساخته و پیوند میان شناخت اخلاقی و کنش عملی را سست میکند. هدف پژوهش حاضر تبیین ریشههای ارزششناختی شکاف نظر و عمل در پستمدرنیسم و بررسی ظرفیتهای نظری مفهوم «نفس متعالی» در اندیشه فیلسوف و فقیه ایرانی حسن زاده آملی بهمنظور ارائه بدیلی در تربیت اخلاقی است. پژوهش با رویکردی تطبیقی - انتقادی و با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. ابتدا مبانی ارزششناسی پستمدرنیسم در آثار متفکرانی چون لیوتار، فوکو و دریدا بررسی شد. سپس مفهوم «نفس متعالی» در منظومه فکری حسن زاده آملی توضیح داده شد و در نهایت دو رویکرد بهصورت تطبیقی تحلیل شدند. یافتهها نشان میدهد هرچند هر دو دیدگاه در نقد اخلاق صوری و تأکید بر پویایی حیات انسانی اشتراک دارند اما در مبانی ارزششناختی تفاوتی میان آنها وجود دارد. پستمدرنیسم با نسبیسازی ارزشها و فروکاست سوژه اخلاقی به برساختهای گفتمانی، امکان تعهد اخلاقی را تضعیف میکند؛ در حالی که در اندیشه حسن زاده آملی - بر اساس اصل اتحاد علم و عمل در سیر استکمالی نفس -، اخلاق ریشهای وجودشناختی یافته و چارچوبی پایدار برای پیوند معرفت و عمل اخلاقی فراهم میآورد.
Keywords Persian