نفوذ نظام سیاسی ایران همه ابعاد فرهنگ و منجمله اقتصاد فرهنگ را در برمیگیرد. هدف پژوهش حاضر بررسی معنایی سیاست جمهوری اسلامی ایران در حوزه اقتصاد فرهنگ از طریق ارائه یک تحلیل زمینهای است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و برای جمعآوری و تجزیه و تحلیل دادهها به ترتیب از مصاحبه نیمه ساختاریافته و رویکرد نظاممند اشتراوس و کوربین استفاده شد. یافتهها نشانگر نقش منفی عوامل علی، زمینهای و مداخلهگر در تضعیف اقتصاد فرهنگ ایران است که دربردارنده پیامدهایی همچون تضعیف تولید داخلی، افزایش ناامیدی در تولید کنندگان برای سرمایهگذاری، تضعیف حضور فرهنگ ایران در صحنه بین المللی، خروج نیروی شاغل از بخش محصولات فرهنگی و در نتیجه نابودی روند نسلی انتقال دانش فرهنگی شده است. با توجه به یافتهها برای بهبود و ارتقاء اقتصاد فرهنگ، اصلاح سیاستهای فرهنگی کلان کشور، افزایش نقش حمایتی مالی و نظارتی دولت همزمان با کاهش نقش مداخله گرایانه و تصدیگری و افزایش نقش بخش خصوصی پیشنهاد می گردد.
واژگان کلیدی : سیاست فرهنگی، اقتصاد فرهنگ، جمهوری اسلامی، دولت